| تاریخ : پنج شنبه 31 ارديبهشت 1388 ساعت 11:06 صبح |
|
|
.: بالاخره این گواهینامه مالاییمان را بگــْرفتیم. خُل و چلا رووش زدن P !!! (فک کنم از primary میاد**). آخه یکی نیس به اینا بگه: آخه خارجیا! من گواهینامهام مگه مال حالو بوده که زدین P؟؟ حالو گیرم که تاریخ صدور مجددش رو نیگا کردین که تازه اونم 86 بوده! تاریخ سابقه هم که داشته! ندیدین اونو مگه؟! عجبــــــــــا... یعنی هر کی گواهینامهاش رو تمدید کنه دیگه از نظر اینا primary محسوب میشه؟؟؟!!!!
بیخیال.. حالو میریم دوتا برچسب P میگیرم میچسبونیم روو ماشین که ملت حواسشون باشه یهو لت و پار نشن زیر چرخای ماشین ما!!
.: دیروز نشسته بودم توو دانشگاه و همی طور وقت میسوخوندم که بشه ساعت 6 و عشقولی بیاد دنبالم، یهو دیدم در آسانسور که باز شد، یک فروند دوچرخه تووش نشسته! نیگا که کردم دیگه کنارش هم استاد آلمانیه هس!! به به... عجب استاد ورزشکاری و چه دوچرخه قابل احترامی! با آسانسور جابهجا میشن بندهخدا...!!!
(خب بدبخت از 5 طبقه پله که نمیتونست بیاره دوچرخه رو بالا که! لابد توو محوطه هم دوچرخهه حوصلش سر میرفته!)
.: این خونهه هم برا ما شده دردسرا!! خونه مال کسی دیگهاس، تن و بدن لزیدنش برا ما!! اون روز صابخونه اصلی زنگ زده که با پلیس میام!!!!!!!!! من خونه رو به کسی دیگه دادم! (بهش میگن بیو خونه تحویل بیگیر، اینا میخوان برن ایران، میگه نمیشه، هنو قرارداد تموم نشده! حالو خودمون خونه رو دادیم اجاره برا تا پایان قرارداد، میگه پلیس میارم!! حالو تو صب بده اگه وختی قراردادت تموم شد ما پانشدیم، اون وخ قِر قِر کن!) دیگه هی تیلیف و میلیف و از این قرطی بازیا تا بسی دلهره خفتید... خداکنه دیگه بخیر بگذره که اصلا وقت و حوصله دردسر رو نداریم...
.: فک کنم الک الکی presentation ِ بعدی هم افتاد روو دست ما... یه گروه 5 نفره داریم سر عمر! اون وخ من باید represent بدم... میبینی تو رو خدا...!
. از دوباره باید برم توو حس جمعآوریِ اعتمادبهنفس...
منم که ماشالا منبع اعتماد به نفسم خدا رو شکر
.: بالاخره بعد از یه ماه، این لولهکشی دانشکده درست شد و (=دیگه به کسی فشار نمیاد
)...
.: یه نفر با چار تا اسم و چار تا لینک، اومده توو پُست قبل تبلیغات کرده! (همش هم برا یه سایت! مثلا یکیش خودِ سایته! یکیش از طرف حامیهاش! یکیش از طرف اونایی که سفارش به دیدن این سایت میکنن!) که حالا چی؟ یعنی ما خیلی طرفدار داریم!!! منْجوابْنوشت: آمو خب این که همش IP یه نفره! آخــــی!! همه حامیها چند نفرن در یک کامپیوتر!!!؟
(چند روح در یه بدن دیده بودیم، (یا چند تا آدم در یه روح؟؟!!!) ولی چند نفر در یک کامپیوتر ندیده بیدیم!!!
)
.: چرا این روزا google Reader این قد دیر آپدیتیها رو خبر میده؟! وا... واسه همه این طوری شده یا مال من گیجیده؟!
** (بعدْنوشت) بعد از کامنت پت جونم دال بر دلالت P بر یه کلمه دیگه، مشتاق شدم برم ببینم P از چی میاد که اینا توو گواهینامهه نوشتن. دیدم از این کلمه میاد: Probationary (البته این تحقیقه زیاد کار سختی هم نبود! کافی بود یه نیگا به روی گواهینامهه بندازم
)

منبع : http://mn64.persianblog.ir/post/310