مرگ استالين و انعكاس آن در مجارستان
پس از مرگ استالين و روي كار آمدن خروشچف در 28 ژوئن 1953 و اينكه خروشچف براي حفظ آبروي حزب كمونيست توصيه كرده بود كه بعد از استالين بايد جنايات دوره او را افشا كرد و وابستگان حزب بايد حتي از خود انتقاد كنند، از اين جهت راكوشي دبيركل حزب كمونيست مجارستان در پي انتقاد از عملكرد خود، از مقام نخستوزيري استعفا كرد و فقط دبيركلي حزب را براي خود باقي گذاشت.
او به توصيه رهبران كرملين، براي آرام كردن اوضاع مجارستان ناگي را به نخستوزيري انتخاب كرد ولي در ژوئيه 1953 طي سفري كه به مسكو كرد از ميخاييل سوسلف، تئورسيسن (نظريهپرداز) حزب كمونيست شوروي و خروشچف، دبيركل حزب كمونيست آن كشور درخواست كرد كه از حد معيني بالاتر به ناگي اصلاحطلب پروبال ندهند.
از اين جهت در مارس 1955 ناگي از حزب كمونيست اخراج شد و اين حزب از جناح اصلاحطلب خالي شد و ضمنا از نخستوزيري نيز منفصل شد.
اجراي چنين تصميماتي باعث نارضايتي عمومي شد و راكوشي، دبيراول حزب كمونيست براي آرام كردن اوضاع، رهبران مذهبي و سياسي را از زندان آزاد كرد. او در 29 مارس 1956 اجازه داد كه براي كليه مقامات دولتي كه اعدام شدهاند رسما مراسم اعاده حيثيت به عمل آيد و دوستدارانشان بر گورهاي آنها گلافشاني كردند.
گسترش مراسم گلافشاني بر مزار اعدامشدگان و اعتراض كارگران و حتي اعضاي كليساي كاتوليك زمينه را براي يك انقلاب عمومي ضدشوروي آماده ميساخت.
به همين سبب، در 17 ژوئيه 1956 ميخائيل سوسلف، نظريهپرداز حزب كمونيست شوروي ضمن سفر به بوداپست به راكوشي توصيه كرد كه به هر بهانهاي كه ميتواند استعفا كند. راكوشي، پيري و بيماري را بهانه قرار داد و استعفا كرد و در اول اكتبر 1956 «ارنوگرو» به دبيركلي حزب و يانوس كادار به معاونت او رسيد و «آندراس هگدوس» به نخستوزيري منصوب شد.
بعد از اين انتصابات انقلاب همه بوداپست را فرا گرفت و دانشجويان دانشگاه بوداپست خواهان نخستوزيري ناگي و بركناري «آندراس هگدوس» ميشدند.
تظاهرات به حدي رسيد كه مجسمه استالين را فرود آورده و روي آن كلمه W.C نوشتند. در 24 اكتبر 1956 «ارنوگرو» دبيركل حزب كمونيست تظاهركنندگان را فاشيست و نوكران امپرياليست خواند و از ارتش سرخ جهت سركوبي آنها كمك خواست.
تانكها در خيابانها به حركت درآمدند اما تظاهرات شدت يافت همه خواستار بازگشت اصلاحطلبي چون ناگي بودند.بعد از اين حادثه آناستاس ميكويان، معاون خروشچف به اتفاق سوسلف به بوداپست آمدند و از ارنوگرو خواستند كه ناگي را به نخستوزيري منصوب كند.
در 26 اكتبر 1956 ارنو گرو مجبور شد كه با بيميلي، ناگي را به نخستوزيري برساند. تظاهركنندگان بعد از اينكه از موضوع انتصاب ناگي به نخستوزيري مجارستان آگاه شدند، خواستههاي خود را به شرح زير در ميدان بزرگ بوداپست اعلام كردند: 1- خروج سربازان ارتش سرخ از مجارستان 2- خروج مجارستان از پيمان ورشو 3- آزادي كليه زندانيان سياسي.
در همان روز 26 اكتبر، ناگي براي آرام كردن دانشجويان و كارگران خواست كه آغاز سخن كند و بيانات خود را با كلمه «رفقا» آغاز كرد. جمعيت چهارصد هزار نفري فرياد زدند كه ما ديگر رفقا نيستيم. ناگي در اين لحظه متوجه شد كه مردم پرچمهاي مجارستان را سوراخ كرده و ستاره كمونيستي را از آن برداشتهاند.
در شامگاه آن روز تمام شهر سنگربندي شده بود تا از حمله احتمالي ارتش سرخ جلوگيري به عمل آيد. ناگي يك كابينه ائتلافي از عناصر آزاديخواه، ملي و ساير احزاب تشكيل داد و از ارتش سرخ خواست كه با دخالت خود در اوضاع، وضع را بيش از اين آشفته نسازد.
منابع:
تاريخ جنگ سرد، آندره فونتن، عبدالرضا هوشنگ مهدوي؛ نشر نو، تهران 1346.
گاهشماري اروپاي شرقي جلد اول قاسم صنعوي، تهران، وزارت خارجه، 1371.
تاريخ فلسفه سياسي، بهاءالدين پازدرگاد، تهران، زوار، تهران، 1339.
كتاب سال كيهان، تهران، 1349.