ثبت نام|ورود به سيستم|نقشه سايت|راهنما
  انتخاب زبان:  

سیر دانش صدف: (10خط) 88781060 ، رهیاران دانش: (10خط) 88427100 ، سیر بهار دانش: (10خط) 88781060 ، تعالی دانش: (10خط) 88457517 ، ايميل: info@study2000.com

نظر شما درباره سايت ما چيست؟





به نظر شما كدام كشور برای تحصیل مناسب تر است؟








    

    راديستزي چيست؟

علم انسان به سرحدات غيرقابل نفوذ عالم فيزيکي رسيده و وجود اين نقاط مرزي سؤالات هيجان انگيزي براي او مطرح ساخته است. او ميخواهد بداند در ماوراي اين مرزها چه خبر است؟

بر گرفته از "آشنايي با پديده ي راديستزي –دكتر هاشم مجتهدي –چاپ اول – نشر آنا 

 

مقدمه

پيشرفت رعد آساي علم و نتايج حاصله از آن کوشش مداوم و خستگي ناپذير انسان در کشف مجهولات عالم مادي, دانش او را در کليه زمينه هاي فيزيک گسترش داده و به پيشرفت هاي حيرت انگيز و محيرالعقول که حتي در زندگي روزانه, خود شاهد آن هستيم, موفق ساخته است.انسان, اين موجود ضعيف که به طور طبيعي فاقد هرگونه وسيله دفاعي است, با اختراع مواد منفجره و اسلحه هاي آتشين و بالاخره کشف نيروي هسته اي, توفق خود را بر تمام مخلوقات عالم به اثات رسانده است. موشک هاي غول پيکر راه آسمان و کرات آسماني را در پيش گرفتند و سفاين فضايي او بر ساير کرات نشستند. راديو تلسکوپ ها و ميکروسکوپ هاي الکتروني جهان مادي را در تمام ابعاد خود در مقابل ديدگان تيزبين انسان گستردند و او را در شناخت عالم فيزيکي ياري بسيار کردند. محاسبات رياضي شگفتي ها آفريدند و به اعماق فيزيک کوانتوم و دورترين اختران عالم هستي رهنمون شدند. بيماري هاي خطرناکي که روزي نسل انسان را تهديد به انقراض و نابودي ميکردند يکي پس از ديگري مقهور علم او شدند. سخن کوتاه کنيم که مطلب در اين باره بسيار است. اين ها افسانه نيست و شايد انسان امروزي حق داشته باشد بر خود ببالد و آن چه را که غير منطقي به نظر ميرسد به استهزاء بگيرد.او ميخواهد بداند و بيشتر عمر خود را در تحقيق و جست و جو, براي کشف اسرار ماده و استفاده از آن ميگذراند. انسان ميخواهد با کسب مداوم دانش و آگاهي به قلب مجهولات عالم هستي راه يابد و بتواند با قدرت واطمينان بيشتري به حيات خود ادامه دهد. از مجهولات و آن چه با منطق او مطابقت ندارد ميهراسد. آسايش و رفاهي که علم و تکنولوژي در قرن حاضر رايش به ارمغان آورده, او را هر په بيشتر به علام مادي وابسته کرده است. انسان ها با مشاهده اين همه قدرت و کارآيي علم و منطق, به قدري شيفته ي جهان فيزيکي شده اند و ظواهر خيره کننده تکنولوژي و پيشرفت هاي خارج از انتظار مادي به اندازه اي آن ها را مشغول داشته که گاهي به کلي منکر خداوند و قدرت هاي غيبي ميگردند و اين مسايل را افسانه و ساخته ذهن بشر ميپندارند. اين انسان هاي بي محتوا, از علم, فقط به ظواهر آن قناعت ميکنند و با استفاده از مواهبي که تکنولوژي در اختيار بشر گذاشته است روز به روز تنبل تر, وابسته تر و بي خيال تر ميشوند تا جايي که حب جاه و مال و تعصبات جاهلانه, وقايع ناگواري به بار مي آورد. آن ها ديوانه وار به منظور دفاع از منافع پوشالي خود حوادث مصيبت باري براي بندگان خدا به وجود مي آورند. منطقه اي را به خاک و خون ميکشند و انسان هاي بي گناهي را از نعمت زندگي محروم ميسازند. ما در گذشته نه چندان دور شاهد ايدئولوژي هاي غلط, عقايد نادرست و فجايع ناشي از آن در جوامع انساني بوديم. 

 

ماوراي مرزهاي عقل 

... علم انسان به سرحدات غيرقابل نفوذ عالم فيزيکي رسيده و وجود اين نقاط مرزي سؤالات هيجان انگيزي براي او مطرح ساخته است. او ميخواهد بداند در ماوراي اين مرزها چه خبر است؟علم انسان با پيشرفت سريع و همه جانبه خود در قرن بيستم به بن بست رسيد. به جايي رسيد که او در کمال دانش و آگاهي مادي بايد در مقابل عظمت آفرينش زانو بزند. ديگر کاري از دستش ساخته نيست. او ناچار است قبول کند که عالم فقط مادي نيست و در ماوراي ماده هستي ادامه دارد. کاخ هاي رويايي ماترياليستي که او براي خود ساخته بود و ماده را پرستش ميکرد در اثر فزوني دانش يک باره فرو ريخت. انسان هاي دانشمند و متفکر در اوج دانايي مادي به اين امر مهم پي بردند. اين انسان ها بايد بفهمند تا ايمان بياورند. شعر و شاعري و تحريک احساسات و عواطف شايد براي عده اي مؤثر واقع شود يا کودکان در اثر سرزنش و تنبيه به راه آيند, ولي همه انسان ها در يک سطح نيستند و تفاوت هاي زيادي با هم دارند. بنابراين اگر شخص قبول کند که ماوراي عقل وجود دارد, اگر بهانه اي براي مسايل غيرقابل توضيح نتراشد و بپذيرد که اين مسايل در قلب علم مدرن امروزي خود را نشان ميدهند, ميفهمد که چرا کشفيات نتيجه الهامات متافيزيکي است.فيزيک دانان بزرگ متفق القولند که در ماوراي ماده, زمان و مکان وجود دارد که در آن نميتوان با منطق انسان نفوذ کرد. آن ها چه ميتوانند باشند. چه گونه منطق حکم ميکند که ذرات بنيادي هم ذره و هم موج باشند و يا چگونه يک ذره در يک زمان معين در دو مکان مختلف رديابي ميشود. اين ها پديده هاي غيرقابل توضيحي هستند که در نقاط مختلف جهان رؤيت ميشوند و صحت آن ها با کنترل هاي دقيق علمي به اثبات رسيده, به نوعي که بشر متمدن و مست از باده علم و تکنولوژي را دچار تعجب و سردرگمي کرده است. آن هايي که با ديدن اين همه رفاه و پيشرفت هاي خيره کننده به هيچ وجه نميتوانند ناظر و شاهد نقض قوانين محکم مادي خود باشند چاره اي جز آن نمي بينند که به هر وسيله ممکن تظاهرات غيرمادي را خرافات ناميده و با تکيه بر دست آوردهاي علمي با اين مسايل به ظاهر غيرمنطقي به مبارزه برخيزند و طرفداران و عاملان آن ها را به باد استهزا بگيرند. ما در قرني زندگي ميکنيم که انسان شهامت ر به رو شدن با مسايل غيرعقلاني را ندارد, او ميترسد, از ناشناخت ها وحشت دارد, به هر بهانه اي ميخواهد سد راه پديده هاي معنوي در جوامع بشري شود. از طرف ديگر پيشرفت تکنولوژي آن چنان توجه او را به امور مادي جلب کرده است و راحت طلبي و بي خيالي مردم به آن دامن ميزند که بسياري از اشخاص حتي گروهي از دانشمندان, واله وشيداي پيشرفت هاي دنياي فيزيکي شده اند و جنبه هاي ديگر عالم هستي را به فراموشي سپرده اند.نقص بي چون و چراي قوانين ظاهرا محکم فيزيکي مغروران و متعصبين به علم مادي را زجر ميدهد و فريادشان را به آسمان بلند ميکند و چون توضيحي عقلاني بر آن ندارند با مغلطه يا انگ خرافات اصيل ترين تظاهرات دنياي ماوراي فيزيک را به مسخره ميگيرند و سعي ميکنند افکار جوامع انساني را از آن دور نگه دارند. اين متعصببين که به نام عم بر علم هستي ميتازند, ناکام خواهند شد و با همه کوشش آن ها, حقيقت پوشيده نخواهد ماند, آن هايي که سخت به جهان فيزيکي چسبيده اند, يا واقعا از تحولات علمي اخير بي بهره و بي خبرند, يا تعصبشان به اندازه اي است که قادر به درک مسئله نيستند.حال که دانستيم ماوراي ماده و منطق وجود دارد بايد خود را آماده کنيم که به اين دنياي ناشناخته سري بزنيم و از مرزها بگذريم. ولي چه گونه با منطق به ماوراي منطق وارد شويم؟ گفتيم که اين کار براي منطق و عقل بشر امکان پذير نيست. در اينجاست که بايد منطق و استدلال را در مرزها رهاکنيم, از مرکب عقل و منطق پياده و بر مرکب دل نشينيم, ولي آن ها براي زندگي در جهان فيزيکي نهايت ضرورت را دارند, و تا زماني که حيات داريم بايد از اين امکانات نهايت استفاده را بکنيم. در صورتي که هنگام برگشت از اين سير و سفر به عقل و منطق دسترسي نداشته باشيم ديوانه خواهيم بود.کنجکاوي بي حد انسان, او را واميدارد که در پشت اين مرزها به تجسس بپردازد. عالم معنا را کشف و در آن سير و سياحت کند. از آينده خود پس از مرگ مطمئن شود. ولي متأسفانه او ميخواهد اين کار را با وسايل جهان مادي و قوانين فيزيکي انجام دهد. امروزه در اکثر کشورهاي پيشرفته لابراتوارها و مراکز تحقيقاتي پراپسيکولوژي مشغول فعاليت هستند. آن ها آثاري را از جهان غيرمادي در جهان ماده مشاهده ميکنند و ميخواهند با فکر و قوانين فيزيکي آن ها تجزيه و تحليل کنند. البته ميتوان تأثيرات عالم ماوراء را روي ماده بررسي, اندازه گيري و محاسبه کرد. اين خود راهي است و فکر ميکنم تنها راه بيداري انسان هاي منطقي باشد!انسان براي بررسي متافيزيک راهي غلط واشتباه در پيش گرفته است, او ميخواهد پديده هاي غيرعقلاني را با ابزار عقل بررسي کند. همان طوري که به کرات گفته شد علم منطقي بشر نميتواند به اين عالم غيرمادي نفوذ نمايد, ولي به خوبي قادر است وجود آن را به اثبات برساند و اين خود قدمي بسيار مهم است. محقق عالم ماوراء الطبيعه نبايد مانند فيزيک دان در دنياي عينيت زندگي کند. يک فيزيک دان وقتي قانوني کشف ميکند, روي يک پديده عيني و منطقي عمل ميکند. مشخصات آن را با فرمول عددي تعيين مينمايد و به غيراز فرمول توجهي ندارد. اين فرمول ها و تغييرات آن ها ميتوانند به وسيله دستگاه هاي فيزيکي مورد اندازه گيري قرار گيرند. او در داخل زندان ماده کار ميکند. چنين انساني خود را در عينيت محبوس کرده و , حصاري بس محکم به دور خود ساخته در آن زندگي و کار ميکند. او نميداند در بيرون زندان و ماوراي مرزهاي منطق چه خبر است و چه ميگذرد, ولي متافيزيک دان اين امکان را ندارد که براي پديده هاي متافيزيکي توضيح رياضي و علمي داشته باشد و فرمول بنويسد. اين پديده هاي مادي نيستند. انسان چيزي را در اين زمينه نميتواند آزمايش کند. پيزي که وجود خارجي و عيني داشته باشد در آن نيست, بلکه آن را احساس و تجربه ميکند. شادي, غم و رنج در حقيقت وجود دارند و کسي نميتواند منکر آن ها شود, آن ها بر روي ارگانيسم انساني تأثيري شگرف دارند.براي درک پديده هاي متافيزيکي کمي دقت و توجه لازم است. آن ها هميشه و در همه جا با ما هستند. اين پديده هاي غرقابل توضيح و حيرت آور در جوامع بشري, هر انسان با وجدان و محقق را مجبور ميسازند که با وجود عدم امکان بررسي به جنبه هاي غيرفيزيکي عالم هستي توجه نمايد. آن ها بسيار تکان دهنده هستند.

مطلب مهمي که بايد در مورد دريافت اطلاعات از ماوراي مرزهاي منطق متذکر شويم بر اين اساس است که آگاهي انسان از عالم فيزيکي مربوط به اندام هاي حسي او است و فقط به وسيله آن ها از محيط اطرافمان آگاه ميشويم و تمام دانش خود را مديون اين امکانات مادي هستيم. حوادث و وقايعي که خارج از حوزه فعاليت اين اندام ها هستند از نظر پنهان و غيرقابل دسترس ميباشند. به علاوه عده اي از اتفاقات مثلا بيماري ها مخصوصا بيماري هاي پسيکوسوماتيک ابتدا بدن هاي رواني را مبتلا کرده و بعد از مدتي اثرات آن ها در بدن فيزيکي ظاهر ميشود. ما چون وسيله اي براي تشخيص قبل از بروز علايم بيماري نداريم از نظر ما پوشيده ميمانند. تمام اين موارد پنهان و غيرقابل دسترس حواس ظاهري غيب ناميده ميشود. عالم غيب بسيار وسيع و نامحدود است. انسان ميخواهد به مسايل بسيار محدودي در ارتباط با محيط کوچک زندگي خود آگاهي داشته باشد. زيرا فکر او محدود است و ما براي دانستن همين موارد اندک از عالم غيب نيز ناتوان هستيم و ناچاريم از خداوند که علم و احاطه کامل و مطلق بر تمامي هستي دارد استعانت جوييم. انسان در هر حال به اين بي نياز نيازمند است. به استناد آيه ي شريفه ي «لايعلم الغيب الا هو» هيچ کس غير از او نميتواند درهاي عالم غيب را بر روي ما بگشايد.

 

نام كاربري:
    
رمز عبور:
    
هنوز در سايت عضو نشده‌ايد؟
جستجوي كاملتر